decor decor
تصویر خوشامد

اینجا آغاز است... ✨

کد وقتی زیباست که با خلاقیت انسانی گره بخورد. اینجا مرز مشترک رشد، ایده و خلاقیت است.

Explore our World

درخت واژه ها

درخت واژه ها
شعر و داستان‌های زیبا
شاعران و روایت ها
در اینجا یک صفحه مختص به ادبیات داریم
شما می‌توانید در این صفحه بچرخید و ویژگی‌های خاص و جایزه‌دار این بخش را تجربه کنید
برای دیدن صفحه بر روی "درخت واژه ها" کلیک کنید

لوگوی ادبیات

آیه های الهی

آیه همان نشانه است
در این صفحه نشانه هایی از خدا را پیدا کنید
بخش "خط سوم" به زودی
بررسی اسلام و ادیان دیگر
شاعر میگه هر چیز که در جستن آنی، آنی
عرفان و بیشتر
برای دیدن صفحه بر روی "آیه های الهی" کلیک کنید

توضیحات تصویر

ایران

ایران عزیز تر از جان
سرزمینی توانگر و فراخ در همه کران‌ها
جاهای دیدنی‌اش خرد از سرتان می‌رباید
طبیعت چهار فصل، میراث تاریخی، غذاهای خوشمزه و ...آ
ایرانی ها مهموان نوازترین مردم جهان
درباره هر کدام بیشتر بدان
برای دیدن صفحه بر روی ایران کلیک کنید

لوگوی ایران
📚

آموزش

درباره روش های نوین آموزش
نوشته هایی از جنس ما
و چیزای جذاب دیگه
در حال توسعه، تنها صفحه خانه درست است برای ورود به بخش آموزش، و یادگیری بیشتر، کلیک کنید

🌳

لبه تکنولوژی

هوش مصنوعی
پردازش کوانتومی
بلاک چین
چیزهایی که لبه تکنولوژی قرار دارند
برای ورود به دنیای لبه تکنولوژی، کلیک کنید

📝

برنامه نویسی

برنامه نویسی مدرن و همراه با هوش مصنوعی
درباره الگوریتم ها
پایتون
حواشی برنامه نویسی از جایگزینی شغلی بگیر تا مسائل اخلاقی دیپ فیک
برای دیدن دنیای نوین برنامه نویسی، کلیک کنید
در حال توسعه، تنها صفحه خانه درست است

درباره ما


رزومه
درباره ی

شعرها

من و تو از نظر عطار

ز غم تو همچو شمعم که چو شمع در غم تو
چو نفس زنم بسوزم چو بخندم اشکبارم

ز توام من آنچه هستم که تو گر نی ای نیم من
که تویی که آفتابی و منم که ذره وارم

- عطار

توضیح شعر:

این شعر در نهایت هنرمندانه بودن است دارای تصویر سازی شگفت انگیز که بیان میکنه: غمی که تو داری به من سرایت کرده و من را شبیه به شمعی میکند... که این شمع، رفته رفته به مرگ خود نزدیک میشود....
دو بیت بعد خیلی عارفانه مفهوم ما را گفته که ز تو ام من، آنچه هستم، اگر تو نباشی، پس منم نیستم
درباره بیت آخر صحبتی ندارم...چون حرفش...

حکایتی از گلستان

به آنچه میگذرد دل منه ک دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد

گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد

- سعدی

توضیح شعر:

خیلی مشخص بیان کرده که "اگر ز دست بر نیاید" حداقل میتونی آزاد باشی

حکایتی از گلستان باب هشتم، در آداب صحبت شماره 107

خیام بزرگوار

در دایره ای که آمدن و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می‌زند دمی در این معنی راست
که این امدن از کجا و رفتن به کجاست

- خیام

توضیح شعر:

خیلی مشخص بیان کرده که "اگر ز دست بر نیاید" حداقل میتونی آزاد باشی

حکایتی از گلستان باب هشتم، در آداب صحبت شماره 107

ترکیب

گلبن عیش میدمد ساقی گل عذارکو
...

در چشم منی وگرنه بینا کیمی
...

- خیام

توضیح شعر:


مصرع یک از حافظ
مصرع دو از مولانا
نمیشد ترکیبی از جفتشون نباشه
بنظرم یک صفحه باید در مورد مولانا و حافظ ساخته شه

حکایتی از گلستان باب هشتم، در آداب صحبت شماره 107

خیر مقدم به شما عزیزان. شما که به پیشرفت خودتون اهمیت میدین