فونت:
اندازه:
پوسته:

و گفتم : "پس منم آرزومه یه روز دلقک شم و مردم رو بخندونم." اونم گفت همین الانم دلقکی. و قاه قاه خندید. منم خندیدم. بامزه بود. فکرشو بکن، الانم یه دلقکم. شاید حرف دلم چیز خاصی نباشه ولی قول میدم که حسابی مردم رو بخندونم. مخصوصا با فن گربه شدن در بازی ادا دربیار و بخند!
کلی فال تو کیفم دارم. برم بفروشمشون یه نون با یه پنیر خامه ای بگیرم و بخورم. اگرم خوش شانس باشم پول چرتی که داریم رو در نیارم و یکی بگه بیا به جای فال ها یه ساندویچ برات بگیرم!!! نمیدونم شاید معلوم باشه که گشنگی داره به مغزم فشار میاره. ولی این معامله واقعا سود سوده!
این که کلمات رمز را پیدا کنید سود سوده، مانند ستاره که میخواست فال های دیجیتال مسخره را با یک ساندویچ عوض کند، کلمه دوم رمز چهل‌چین است. این دو خط از داستان نیست و تنها برای مسابقه و جایزه نوشته شده است

راوی - شب تاریک پس از همان روز
ستاره امروز خیلی از فال هاش رو فروخت. فکر کنم گفته باشه که فال‌هاش رو از مامان نفس میگرفت— یه مشت کاغذای رنگی که وسطش یه پنل داشت و یه دکمه! با حالت مسخره ی دیجیتالی. دکمه رو فشار میدادی فال بهت قول میداد "مااااا پیروزیم!!!!!!". اگر بار دیگه ای دکمه رو میزدی، یه صدای خنده دار و مضحک میشنیدی و در نهایت دسته بندی فال. که بعضی وقتا اقتصادی، بعضیا ورزشی و خیلیاش موضوع محبوب سیاسی بودن. راستی اخبار هم زیاد داشت. حتی مامان نفس هم از این فال های بیخود خوشش میومد. از اینکه صدای باحالی داره شاید. شایدم بخاطر اخبار.
این درسته که دیگه شعری از حافظ توشون نیست. حتما سوال شده که تو این دنیای موازی ای که ما درش هستیم، چطور اشعار دنیای شما قرار داره؟ (البته ما و شما نداره عزیزان).
باید بگم، شعر ها در همه ی جهان ها حضور دارند، از تاریک ترین دنیاها که در آن خفقان و نابرابری بیداد میکنه، تا روشن ترین دنیاها که از آسمونش نور و عشق میباره. تو همه کهکشان ها شعرها هستن. اما صبر کنید، در ابتدا باید میگفتم که میلیاردها دنیای موازی در این جهان پهناور داریم. هر کدوم به شکل خودشون پیش میرن. دنیای این قصه؛ همانطور که گفته شد خیلی به دنیای درون زمین مشابه هست، چون در اینجا هم در این لحظه... کم کم داریم به سمت نابودی میریم. این جهان متشکل از کلی دنیا هست که هر کدوم داستان، ابتدا و انتها دارند. مانند همه انسان ها که در برخی از این دنیا ها هستند و ابتدا و انتها را تجربه میکنند. یا مانند مولکول ها که ابتدا و انتها دارند. شایدم تک سلولی ها، یا که اجرام آسمانی. در مورد انتهای هر دنیا روایت های متفاوتی است. برخی توسط هوش مصنوعی نابود میشن. برخی دیگر توسط دیکتاتورها به خاک و خون کشیده شدن. برخی دیگر درگیر خشکسالی، قحطی، جنگ جهانی، بمب اتم و پایان های دیگه که گفتنش مسخره است؛ هستند. این ها همگی میتوانند پایان باشند. پایانی تلخ و دردناک برای دنیاهایی که مشاهده میشوند. پایانی درگیر به افیون، سرگیجه و نبودن... نبودن ما. نبودن او.