فونت:
اندازه:
پوسته:

ربات: شکلک در آوردن شما دلیل خاصی دارد؟ من نمیفهمم منظور شما از این کار چیست. آیا نیاز به تحلیل این شکلک ها را در نظر داری؟ آیا نیاز به دیدن فیلمی در رابطه با شکلک های خاص خود هستی؟
ستاره: ها هی هی هو عبرو خودت رو سیاه کن. من که میدونم از لشکر سایبری آی ای اومدی. هی هی ها! اکبر خوبه؟ چیا بهتون گفته؟ یه چیزایی گفته که تورو فرستادن. یادت نره تو یه رباتی. راستی ربات گرمی هم هستی و من ازت نمیترسم. هو هو هو؟ ها ها ها! تا هر وقت بشه برات شکلک در میارم تا بهم بگی از آی ای هستی. اینو یادت نره من چیزی برای گفتن به تو ندارم. ها هی هی هو ههههههه ه ها ها ه...{از نفس افتاد}
ربات: من یه ربات از آینده هستم. از آینده های دور یا نزدیک. بخاطر سفر در زمان خیلی از اطلاعاتم از بین رفته و تنها میدونم که دنبال چیزی باید بگردم که سراغ آن را از شخصی خاصی بگیرم. نمیتونم بدون اعتماد به شما دلیل آمدنم را بگویم. زیرا اگر اشتباه کنم در هزارتوی زمان گیر میوفتم. نویسنده ی من اسمم رو نورین گذاشته. چون هم نور میدم و هم گرمم. شما میتونین ازم بخواین نور سردی رو بهتون بدم ولی طبق داده هایی که نورین دارد؛ الان اینجا سرد هست و همینطور شماهم هر چی بهتون گفته شود را باور نمیکنید. {راوی: ربات یه ثانیه سرد شد تا قدرت خودش رو نشون بده.} پیشت میمونم تا گرمایی که دارم رو بهت هدیه کنم. تنها یک سوال ازت دارم و آن را پاسخ بده. البته اگر پاسخ دادن را عملی زشت نمیدانی، اگر نه که میرم دنبال چیزی که هستم. تصمیم با شما است سرکار خانم.

راوی: ستاره هیچ اعتمادی نمیتونست به این ربات کنه. انقدر از رباتا حقه خورده بود که ازشون سیر شده بود. یهو ببرنش چی؟ خوب میدونست که آی ای خیلی باهوش و پر از کلک و حیله ست. این را خیلی خوب میدونست. ولی خب به هر حال براش خوب شده بود. این ربات به طرز قابل توجهی فضا رو گرم میکرد. یه گرمای دوست داشتنی. گرمایی که تو خونه حس میشه. تازه این میتونست خواب خوبی رو برای ستاره بیاره. یه خواب دل انگیز. ستاره دیگه باهاش حرف نزد. اصلا حواسش به سوالی که ربات میخواست ازش بپرسه نبود. خوشش نمیومد به رباتا غذا بده، اخه از بهرام شنیده بود که رباتا حرف میخورن. کنار این گرمای دل انگیز؛ خوابش برد. یه خواب عمیق. قبل از خواب یاد خونه خودشون افتاد.
---توی خواب ستاره---
خواب دید که بزرگ شده و میره دانشگاه. اکبر همکلاسیش بود. صبحونه خوبی خوردن. ترکیبی از تخم مرغ، گوجه و نون سنگک و کمی کره. کنار این غذا ها سه قطره خون دیده میشد. سه قطره خون که از دهان مرغ حق ریخته شده بود.
دريغا كه بار دگر شام شد ،